خرید بک لینک

درباره سایت

نظرات شما:)

آخرین مطالب

امکانات وب

ازبچگی لذت خیلی چیزاروبه یادندادن شایدنسلهای قبلی هم یادنگرفتن که بخوان به نسلهای بعدی منتقل کنن. همین که هرروز گذرزمان روارزومیکنیم اماوقتی بگذره غصه ش رومیخوریم وحرف ازپیری وچقدرزمان زودگذشت و قدرشناسی رونکردیم رومیزنیم...همیشه منتظریم وبهانه داریم که نخندیم ولذت نبریم ...تاوقتی تودوران تحصیل ودانشگاه هستیم منتظریم ترم تموم بشه یامدرک روبگیریم وبریم ،دقیقاهیچوقت نفهمیدم بایدکجابریم؟این همه عجله واسه چی؟به قول معروف:به کجاچنین شتابان...ماازهیچی لذت نمیبریم شایدواسه اینه که مدام دراینده به سرمیبریم وزمان حال روازدست دادیم یااینکه توگذشته غرق شدیم که زندگی درزمان حال روازدست دادیم... اینقدردرگیرزمان اینده وگذشته ایم که ازگذرزمان بی خبریم...همه ی تلاش نکردنهامون روپای قسمت وتقدیر میذاریم یافکرنمیکنیم که شایداین نشدنهابهتره یعنی به صلاحمون بوده....گاهی باخوم فکرمیکنم این اینده چیه که همیشه ما نگرانشیم؟به نظرمن اینده خیلی دورنیست برعکس خیلی هم نزدیکه همین یک دقیقه دیگه هم اینده ست اونوقت ماادمهادم ازسالهای اینده میزنیم،واسه چیزی که نیومده نگرانیم وغصه میخوریم بجای اینکه تلاش کنین ودلمون روبه دست خدابسپاریم که خداهست ماعحیب گاهی یادمون میره که خداهست.یااینکه به گذشته فکرمیکنم که تویه گذشته چه اتفاقی افتاده یانیفتاده که اینقدربهش رجوع میکنیم به تظرمن خیلی جاهلانه ست که غصه ی چیزی روبخورم که تمون شده،حتی گذشته هم دورنیست وخیلی هم نزدیکه مثل همین ۱دقیقه از که گذشت وهرگزبرنمیگرده...مرزبین گذشته وحال واینده ازیه تارموکمتره وما درتمام این زمانها فراموشکاریم،فراموش میکنیم خدایی هست وبایددراغوشش بودونگرانی وغصه خوردن درحضوراون بی معنیه، فراموشکاریم چون یادنگرفتیم درتمام زندگی بایددرزمان حال باشیم ولذت ببریم ماعجیب لذت بردن رویاد نگرفتیم، ماهمچنان فراموشکاریم چون زمان منتظرمانیست تاهوشیارواگاه وبیداربشیم وهمواره درحال گذشتن است...

راست می گفتند
همیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتد
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
زمانی که از دست می رفت
و پاهای خسته ام توان دویدن نداشت
چشم می گشودم همه رفته بودند
مثل "بامدادی" که گذشت
و دیر فهمیدم که دیگر شب است
" بامداد" رفت
رفت تا تنهایی ماه را حس کنی
شکیبایی درخت را
و استواری کوه را
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
به حس لهجه "بامداد "
و شور شکفتن عشق
در واژه واژه کلامش که چه زیبا می گفت
" من درد مشترکم "
مرا فریاد کن.

"فریدون مشیری"

همه ی استرسهاتموم میشن...


برچسبها: خدا, مهم ها, گذشته, اینده, فریدون مشیری

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

صفحه بندی