خرید بک لینک

درباره سایت

نظرات شما:)

آخرین مطالب

امکانات وب

امروزیه مطلب جالب ازیه وبلاگ خوندم که تویکی ازپستاش نوشته بود:اینهمه خاطرات روبنویسیم که چی؟،این نیز بگذرد...خیلی پست کوتاهی بوداماازصبح تاحالادارم راجع بهش فک میکنم...خاطره نویسی یاروزنوشت نویسی یا هر اسم دیگه ای که داره واسه من ازدوم دبستان شروع شددقیقایادم میاداوایل تابستون بود، عصریکی از روزهای گرم که باباوقتی اومدخونه دفترخاطرات دستش بودگفت: این روبرات خریدم بشین وخاطراتت رواخرهر شب بنویس... نمیدونم چراهمچین کاری کردپدرم ،هیچوقت هم ازش نپرسیدم ازاون سال تاپنجم دبستان فقط مینوشتم اماازدوران راهنمایی تاپایان پیش دانشگاهی هیچی ننوشتم،انگاردستم به نوشتن نمیرفت،نوشتن رو از یادبرده بودم...کنکورم رو که دادم نوشتن من مجددشروع شدانگارجون تازه ای برای نوشتن تورگام جریان یافته بود،همه چیزرومینوشتم ازسیر تاپیاز،داداشم همیشه بهم میگفت:تودیوونه ای،چه حالی داری مینویسی... نمیدونم اماحس میکنم بایدیه چیزایی رونوشت به قول بهاره رهنما:وقتی حرفاوبرنامه هات ازتوذهنت روکاغذمیاد خالی میشی وراحت میشی...راست میگه واقعا...نمیدونم چراپدرم نوشتن روبرام نسخه پیچ کرد گویامن رو از خودم بیشترمیشناخت...نوشتن خاطرات تووبلاگ رویه بارتجربه کردم امابعدبخاطریه اتفاق غیرمنتظره اون وبلاگ رو حذف کردم که بعدمدتی خیلی پشیمون شدم...حذف وبلاگ بامحوریت روزنوشت یعنی حکم سوزوندن یاپاره کردن دفترخاطرات دقیقامثل همون کاری که خیلی سالهاپیش سردفترخاطراتم اوردم وپاره ش کردم ازبس از وقایع بداون سالهانوشته بودم ازفوت پدربزرگم تاروزهای افسردگی مادرم...دلم میخواداین روزابا وجود تموم بی حوصله بودنم فقط بنویسم،ذهنم دوباره فعال وپویاشده وچیزایی روکه روزانه هزارباردارم استفاده میکنم رو مینویسم تاسالهای بعدیادم نره،مینویسم تااگه به بن بست خوردم یاگم شدم ادرس یادم بیاد...

برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنم
حاصل آن روزهایم را تماشا می کنم

تاب خندیدن ندارد چشم هایم بعد از این
تا تو باشی با تمام دردها تا می کنم

هیچ کس غیر از تو حالم را نمی فهمد ومن
هی برای رفتنت امروز و فردا می کنم

فرق دارد حال امروزم و دنیای شما
صبر کن اینبار خود را در دلت جا می کنم

قدر یک باران زدن در این حوالی صبر کن
تازه دارم سور و سات عشق برپا می کنم

برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنم
هرچه دارم خرج در تکرار آن ها می کنم

حاصل آن روزهای من کتاب شعر شد
این کتابم را به چشمان تو اهدا می کنم

محمد نجفی نوکاشتی

عصریکم بلاگفابازی دراوردوصفحه وبلاگم رونمیاوردخیلی ترسیدم که نکنه دوباره بخوادوبلاگم حذف بشه. هیچوقت وبلاگ شخصیتون روحذف نکنیدامااگه وبلاگم روبلاگفاحذف بکنه دیگه اعتمادنمیکنم وسراغ یه سیستم وبلاگدهی دیگه میرم. بلاگفاشنیدی؟


برچسبها: محمد نجفی نوکاشتی, بهاره رهنما, مهم ها

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

صفحه بندی